چند وقتی است که در درونم. اواسط فروردین پرت شدم به دنیای داخل. جایی شبیه غار: تاریک، عمیق، محاصره شده در اجسام دور از دسترس. گرم، نه از نوع آزاردهنده. حرارت ملایم و حامی که حافظت باشند از سرما و امانت
می خوام اینجا رو ببندم.فضاش با تاریکی گره خورده. به پست ها که نگاه می کنم ترس هامو می بینم. نیمه تاریک لیوان که همیشه آزارم داده اینجاست. تمام قد ایستاده. اونقدر از وجودش مطمئنه که حتی زحمت نگاه به چ